یادداشت

یادداشتی بر مفهوم فرّه

چند نکتهٔ کوتاه در حاشیهٔ درس‌گفتار نخست، دربارهٔ اینکه چرا نباید فرّه را با «حق الهی پادشاهان» یکی گرفت.

نیما ارجمند ·

پس از درس‌گفتار نخست، چند پرسش تکرار شد که می‌خواهم اینجا کوتاه به آن‌ها پاسخ بدهم.

آیا فرّه همان «حق الهی» است؟

نه، و تفاوت مهم است.

در آموزهٔ حق الهی پادشاهان در اروپای مدرن اولیه، مشروعیت از خدا می‌آید و بازپس‌گرفتنی نیست. پادشاه فقط در برابر خدا پاسخگوست، نه در برابر مردم.

در سنت ایرانی، فرّه مشروط است و می‌رود. متن‌ها بارها نمونه می‌آورند: جمشید، ضحاک، و در روایت‌های ساسانی، شماری از شاهان.

آیا این یعنی سنت ما دموکراتیک بوده؟

قطعاً نه. و نمی‌خواهم چنین ادعایی بکنم.

نکته فقط این است که ساختارِ استدلالِ مشروعیت در این سنت، مشروط است. این نقطهٔ آغاز خوبی است، اما نقطهٔ پایان نیست.

کجا باید مراقب بود

خطر این است که این مشاهده به یک روایتِ تسلی‌بخش بدل شود: «ما همیشه فرمانروای مشروط داشته‌ایم».

نداشته‌ایم. آنچه داشته‌ایم یک معیار بوده بی‌آنکه داوری داشته باشیم. و این تفاوت، تفاوتِ همه چیز است.