بهین پارسی
واژهنامه
نام واژه، معنی، برابر بیگانه، وند یا ریشه را بجویید.
جستوجو به نیمفاصله و به شکل عربیِ «ي» و «ك» حساس نیست.
۹۷ واژه یافت شد
- آزادانه به شیوهٔ آزاد قید
- ارزشمند دارندهٔ ارزش صفت
- اندیشمند دارندهٔ اندیشه صفت
- اندیشهنامه دفتری از جستارها و اندیشهها اسم
- ایرانشهر نامِ کهنِ سرزمین ایران بهمثابه یک کل سیاسی اسم
- ایرانشهری منسوب به ایرانشهر و اندیشهٔ آن صفت
- بازآفرینی از نو آفریدن اسم
- بازاندیشی دوباره اندیشیدن به چیزی اسم
- بازخوانی دوباره خواندن و سنجیدن اسم
- بازنگری دوباره نگریستن و اصلاحکردن اسم
- بالگرد گردندهٔ بالادار اسم
- بایگانی جای نگاهداریِ سامانمندِ اسناد اسم
- برونداد آنچه از یک سامانه بیرون میآید اسم
- برونسپاری سپردن کار به بیرون از سازمان اسم
- بزرگراه راه پهن و پرشتاب اسم
- بیطرفی به هیچ سو نگراییدن اسم
- بیکرانگی کرانه نداشتن اسم
- پردازش کارِ پرداختن و ساماندادنِ داده اسم
- پژوهشگاه جای پژوهش اسم
- پژوهشگر انجامدهندهٔ پژوهش اسم
- پسزمینه زمینهٔ پشتِ چیزی اسم
- پیامک پیام کوتاهِ تلفنی اسم
- پیشدرآمد آنچه پیش از متن اصلی میآید اسم
- پیشنمایش نمایشِ پیش از انتشار اسم
- پیوست آنچه به متن پیوست میشود اسم
- پیوندگاه جای بههمپیوستن اسم
- تارنگار نوشتار پیوستهٔ شخصی بر تارنما اسم
- تارنما جایگاهی بر تارِ جهانگستر که چیزی را مینماید اسم
- جهانبینی شیوهٔ نگریستن به جهان اسم
- جهانگستر گسترده در سراسر جهان صفت
- چینش شیوهٔ کنارِ هم نهادن اسم
- خردمندانه از سرِ خرد قید
- خودآگاهی آگاهبودن به خویش اسم
- خودبسندگی به خود بسندهبودن اسم
- خودرو رونده به خودیِ خود اسم
- خودکامگی به کامِ خود فرمانراندن اسم
- دانشگاه جای دانشآموختن در بالاترین پایه اسم
- دانشنامه نوشتاری که دانشِ یک زمینه را گرد میآورد اسم
- درسگفتار سخنرانیِ آموزشی دربارهٔ یک موضوع اسم
- درونداد آنچه به یک سامانه وارد میشود اسم
- درونمایه مایهٔ اصلیِ درونِ یک اثر اسم
- رایانامه نامهٔ فرستادهشده از راه رایانه اسم
- رایانه دستگاهی که داده را میسنجد و میپردازد اسم
- رسانه آنچه پیام را میرساند اسم
- روایتگر بازگوکنندهٔ روایت اسم
- ریشهشناسی دانشِ شناختِ ریشهٔ واژهها اسم
- زایشگاه جای زادهشدن اسم
- زبانشناسی دانشِ شناختِ زبان اسم
- زیرساخت ساختِ زیرینِ یک سامانه اسم
- زیرمجموعه مجموعهای درونِ مجموعهای بزرگتر اسم
- زیستبوم بومِ زندگیِ جانداران اسم
- زیستشناسی دانشِ شناختِ زندگی اسم
- سختافزار ابزار ملموسِ رایانه اسم
- سنجش کارِ اندازهگرفتن و سنجیدن اسم
- شاهراه راه اصلی و مادر اسم
- شهروند دارندهٔ حق و تکلیف در شهر و کشور اسم
- شهریاری فرمانروایی بر شهر و کشور اسم
- طرحواره چیزی مانندِ طرح، طرحِ خام اسم
- فرابخشی فراتر از یک بخش صفت
- فراروایت روایتِ کلانی که روایتهای دیگر را در بر میگیرد اسم
- فرمانروایی فرمانراندن بر سرزمین اسم
- فروپاشی از هم پاشیدن به سوی پایین اسم
- فرودست در جایگاهِ پایینتر صفت
- فرهنگستان نهادِ پاسداری و پرورشِ زبان و فرهنگ اسم
- قانونگرایی گرایش به حکومتِ قانون اسم
- کارگاه جای انجامِ کار اسم
- کارگزار گزارندهٔ کار، مجری اسم
- کتابشناسی دانش و فهرستِ شناختِ کتابها اسم
- کشورداری کارِ ادارهکردنِ کشور اسم
- کنشگر انجامدهندهٔ کنش اسم
- گفتمان سامانهٔ سخن و معنا در یک زمینه اسم
- گفتوگو سخنگفتنِ دوسویه اسم
- گلزار جای فراوانیِ گل اسم
- ماهواره چیزی مانندِ ماه که بر گِردِ سیاره میگردد اسم
- مردمسالاری سالاریِ مردم بر سرنوشت خویش اسم
- مرزبان نگاهدارندهٔ مرز اسم
- ملیگرایی گرایش به ملت و منافع آن اسم
- میانافزار لایهٔ واسط میان دو نرمافزار اسم
- میانجی واسطهٔ میانِ دو سو اسم
- میانرشتهای در میانِ چند رشتهٔ دانشی صفت
- نابسامانی ساماننداشتن اسم
- ناکارآمدی کارآمد نبودن اسم
- ناهمگونی همگوننبودن اسم
- نرمافزار ابزار ناملموسِ رایانه اسم
- نگارش کارِ نوشتن اسم
- نگهبان نگاهدارنده اسم
- نمابر دستگاهی که نمای نوشته را میبرد اسم
- نویسه یکای نوشتاری، حرف اسم
- واژگان مجموعهٔ واژههای یک زبان یا زمینه اسم
- واژهنامه نوشتاری که واژهها را گرد میآورد اسم
- ویرایش ساماندادن و پیراستنِ متن اسم
- هماندیشی گرد آمدن برای اندیشیدن با هم اسم
- همبستگی بههمپیوستگیِ یک گروه اسم
- همرسانی رساندن چیزی به دیگران اسم
- همزیستی با هم زیستن اسم
- هواپیما پیمایندهٔ هوا اسم
- یکپارچگی یکپارچهبودنِ سرزمین یا مردم اسم
واژهای یافت نشد. املای دیگری را بیازمایید یا از فهرست الفبایی استفاده کنید.