شمارهٔ ۱ · زبان و ملت
زبان و ملت: فارسی چگونه میانجی شد
فارسی نه بهخاطر برتریِ ذاتی، که بهخاطر نقشِ تاریخیِ خود زبانِ میانجیِ این سرزمین شد. این درسگفتار آن فرایند را دنبال میکند و میپرسد این نقش امروز چه تعهدی میآفریند.
متن کامل
متن پیادهشده و ویراستهٔ درسگفتار.
چگونه یک زبان میانجی میشود
زبانی میانجی میشود که در جایی بایستد که راهها به هم میرسند. فارسیِ دری از خراسان برخاست، اما در بخارا، دهلی، استانبول و تفلیس نوشته شد.
سه عامل
نخست، دیوان. زبان اداره، زبان مکاتبه میشود و زبان مکاتبه، زبان مشترک.
دوم، شعر. شاهنامه، دیوان حافظ و مثنوی سه متنی بودند که در سراسر این پهنه خوانده میشدند و ذخیرهٔ واژگانیِ مشترکی ساختند.
سوم، و شاید مهمتر از هر دو، سادگیِ نسبیِ ساختِ صرفیِ فارسی نو در برابر زبانهای همسایه. فارسی نو، در مقایسه با پهلوی، دستگاه صرفیِ سادهتری دارد و همین آموختنش را برای غیربومی آسانتر کرده است.
آنچه از این میآید
اگر فارسی به این دلایل میانجی شده، آنگاه دو نتیجه میگیریم.
نخست آنکه این جایگاه، برتری نیست؛ نقش است. و نقش، تعهد میآورد.
دوم آنکه زبانِ میانجی وقتی سالم میماند که زبانهای دیگر هم زنده باشند. زبان میانجی در خلأ کار نمیکند؛ در یک اکوسیستم کار میکند.
و مسئلهٔ امروز
مسئلهٔ امروزِ فارسی، به گمان من، نه هجوم واژهٔ بیگانه، که کمکاریِ ساختِ واژهسازی است. زبانی که میسازد، وام هم که بگیرد آسیب نمیبیند. زبانی که نمیسازد، هر وامی برایش جای خالی میآفریند.
این دقیقاً همان چیزی است که در بخش بهین پارسی به آن میپردازیم.