فصل ۱

چرا ایرانشهری

پرسش بنیادین این متن ساده است: ایران چیست و ایرانی‌بودن به چه معناست؟ این فصل چارچوب پرسش را می‌گشاید.

نسخهٔ کنونی ۱٫۳ · آخرین بازنگری · دیدن تاریخچهٔ نسخه‌ها

۱ نشانی بند رونوشت شد

ایران یک اتفاق نیست. سرزمینی است که بیش از دو هزار و پانصد سال، در پیوستگی و گسست، خود را از نو ساخته است. هر بار که گمان رفت پایان یافته، دوباره برخاسته است.

۲ نشانی بند رونوشت شد

اما پیوستگیِ تاریخی به‌خودیِ خود فضیلت نیست. آنچه اهمیت دارد این است که این پیوستگی بر چه بنیادی استوار بوده و امروز بر چه بنیادی می‌تواند استوار بماند.

۳ نشانی بند رونوشت شد

ما نه از ملی‌گراییِ رمانتیک سخن می‌گوییم و نه از جهان‌وطنیِ بی‌ریشه. هر دو، به شیوهٔ خود، از پاسخ‌دادن به پرسش اصلی می‌گریزند.

۴ نشانی بند رونوشت شد

پرسش اصلی این است: چگونه می‌توان جامعه‌ای ساخت که هم به گذشتهٔ خود وفادار باشد و هم در برابر آینده مسئول؟

۵ نشانی بند رونوشت شد

اندیشهٔ ایرانشهری در متن‌های کهن، پاسخی به همین پرسش بود. فرّه، داد، و پیوند میان شهریاری و راستی، همگی کوششی بودند برای بنیادنهادنِ نظمی که نه بر زور، که بر مشروعیت استوار باشد.

فرّه و مشروعیت: قدرت از کجا می‌آید

۶ نشانی بند رونوشت شد

بازخوانی این سنت به معنای بازگشت به آن نیست. به معنای دیدنِ پرسش‌هایی است که هنوز پاسخ نگرفته‌اند.

۷ نشانی بند رونوشت شد

این متن یک برنامهٔ سیاسی نیست. کوششی است برای روشن‌کردن زمینی که هر برنامهٔ سیاسیِ جدی باید بر آن بایستد.