فصل ۴
زبان و اندیشه
زبانی که واژه ندارد، اندیشهای که آن واژه به آن اشاره میکند را هم بهسختی میپرورد. این فصل بنیادِ نظریِ بهین پارسی است.
زبان ابزارِ بیانِ اندیشه نیست؛ بستر آن است. آنچه در زبان نامی ندارد، در اندیشه هم جای روشنی ندارد.
فارسیِ امروز نه فقیر است و نه ناتوان. اما ساختِ واژهسازیِ آن سالهاست که کمکار مانده و ما بهجای ساختن، وام میگیریم.
مسئله وامگیری نیست. هیچ زبان زندهای بدون وامگیری نبوده است. مسئله این است که وقتی توانِ ساختن از کار بیفتد، وامگیری از انتخاب به ناچاری بدل میشود.
احیای ساختِ زبان یعنی احیای وندها، ریشهها و الگوهایی که با آنها میتوان واژهٔ تازه ساخت. این کاری زبانشناختی است، نه ایدئولوژیک.
به همین دلیل واژهنامهٔ بهین پارسی فقط فهرست واژه نیست: هر مدخل، ساختار صرفی و ریشهٔ خود را همراه دارد. هدف این است که خواننده الگو را ببیند، نه فقط نتیجه را.
و به همین دلیل این دادهها آزاد و باز منتشر میشوند. پذیرفتهشدنِ این واژهها مهمتر از دیدهشدنِ این وبگاه است.